اقا محسن از کودتای نوژه میگوید

«از ابتدای سال ۱۳۵۹ روابط بین ایران و عراق بحرانیتر شد. کودتای ناموفقی در ایران صورت گرفت که بعد مشخص شد سران این کودتا در بغداد جلسه داشتهاند. موضوع جلسه هم این بود که آیا ابتدا عراق به ایران حمله کند و بعد از حمله، کودتا شکل بگیرد یا ابتدا کودتا انجام شود و سپس حمله عراق به اجرا درآید که در نهایت تصمیم گرفتند اول کودتا کنند… جریان کشف کودتا به این صورت بود که من در آن موقع به عنوان مسوول اطلاعات سپاه حدود دو هفته قبل از کودتا خدمت حضرت آیتالله خامنهای که در آن زمان سخنگوی شورای عالی دفاع و عضو شورای انقلاب بودند رسیدم و گفتم که ما کودتایی را شناسایی کردهایم اما تاریخ آن را نمیدانیم… قرار بود کودتاچیان به اماکن حساس از جمله بیت امام (ره)، مجلس و دفتر ریاست جمهوری حمله کنند.خلبانی به بیت امام در جماران آمده بود و دنبال کسی میگشت که اطلاعاتش را به او بدهد. از آنجا او را نزد آیتالله خامنهای فرستادند که ایشان در آن وقت سخنگوی شورای عالی دفاع بود. آقا هم او را پیش بنده فرستاد و ما اطلاعات را از او گرفتیم. دقیقاً آخرین حلقهای که در اطلاعات مان کم داشتیم، همین اطلاعاتی بود که آن خلبان به ما داد. ما میدانستیم کودتایی در حال وقوع است، اما نقطهی آغاز و روز آن را نمیدانستیم.در ذهن خودمان فکر میکردیم ممکن است ظرف یک هفته تا 10 روز بعد کودتا شروع بشود، اما آن خلبان آمد و اطلاعات را به ما منتقل کرد، متوجه شدیم تا 48 ساعت دیگر کودتا به وقوع خواهد پیوست. درست در همان شبی که آنها آماده شده بودند تا وارد پایگاه شهید نوژه بشوند، سربازان، پاسداران و بسیجیهای اطلاعات ما هم در همان لحظات وارد پایگاه شدند و آنها را دستگیر کردند، در حقیقت ما و آنها با هم به پایگاه رسیدیم. فقط کافی بود دو، یا سه ساعت عملیات ما به تأخیر بیفتد تا آنها کار خود را شروع کنند. در میان کودتاچیان حدود ۴۰۰ نفر از کلاهسبزها و تکاورهایی بودند که قبل از انقلاب از ایران فرار کرده بودند و پس از پیروزی انقلاب از طریق مرزهای عراق به داخل ایران آمده بودند. با بازجویی از این افراد مشخص شد که آنها گسترش وسیعی در کشور دارند و تقریباً در همه استانها نیرو دارند…»